Fade To Black
رنگ باختن به سوی سیاهی
Live it seems, will fade away
انگارزندگی داره کمرنگ و کمرنگتر میشه
Drifting further every day
هر روز بیشتر دست خوش پیشامد میشه
Getting lost within myself
از درون سرگردونم
Nothing matters no one else
هیچ چیز و هیچکس اهمیت نداره برام
I have lost the will to live
اراده ی زندگی کردنو گم کردم
Simply nothing more to give
حقیقتا هیچ چیزی برای بخشیدن ندارم
There is nothing more for me
هیچ چیزی برای من وجود نداره
Need the end to set me free
نیاز به مرگ دارم تا منو رها کنه

Things not what they used to be
دیگه مثل گذشتگان نیستند
Missing one inside of me
در درونم احساس کمبود کسی رو احساس میکنم
Deathly lost, this Can t be real
گمگشتگی...این نمیتونه واقعی باشه
Cannot stand this hell I feel
انگار توان درک این جهنم رو ندارم
Emptiness is filling me...To the point of agony
رسیدم به سر حد درد و رنجی بی پایان
Growing darkness taking dawn
تاریکی میازمند پیروز شدن بر روشناییست
I was me, but now he 's gone
زمانی خودم بودم اما او حالا رفته
No one but me can save myself, but it's too late
به غیر از خودم هیچکس نمیتونه منو نجات بده....اما دیگه خیلی دیر شده....
No, I can't think, think why I should even try
نه...نمیتونم فکر کنم....فکر میکنم که چرا باید تلاس کنم
Yesterday seems as though it never existed
انگار دیروز اصلا وجود نداشته
Death Greets me warm, now I will just say goodbye
مرگ به گرمی به من سلام میکنه....حالا من فقط خداحافظی میکنم....